تبليغاتX
عاشقان ظهور
 
 
 
   
 
   

بسم رب المهدی

 

فرا رسيدن سالروز ولادت امام رضا (ع) بر تمام عاشقان مباركباد

 

 
 
 |    نوشته شده توسط مجید
 
 
   
 
   

بسم رب المهدی

 

در نهم ذى القعدة سال 60 هجرى قمرى حضرت مسلم(عليه السلام) 27 روز قبل از شهادتش نامه اى براى امام حسين(عليه السلام) نوشت و به آن حضرت خبر داد كه 18000 نفر با او بيعت كرده اند.(1)



1-تقويم شيعه، صفحه 274.
 
 
 |    نوشته شده توسط مجید
 
 
   
 
   

 

بسم رب المهدی

 

پیشنهاد حضرت آیة الله العظمی مکارم شیرازی برای پایان دادن به ترورها

 

معظم له در آغاز درس خارج خود فرمودند:

امروز ترورهای وحشتناک کوردلان تمام منطقه را ناامن کرده است و باید ریشه ای با آن برخورد کرد. درست است که باید جانیان به دست عدالت سپرده شوند تا سزای اعمال خود را ببینند ولی این کار به تنهایی نمی تواند به وضع کنونی که در منطقه مخصوصاً کشورهای عراق و پاکستان و افغانستان حاکم و اخیراً گوشه ای از آن دامان ما را گرفت، پایان دهد.

به یقین وضع کنونی مورد علاقه دولت های استکباری است. وقطعاً به آن دامن می زند زیرا از یکسو آنهایی که نغمۀ جنگهای صلیبی دوم را سر دادند اصرار دارند این ناامنی ها در منطقه وجود داشته باشد تا آنها خود را در امنیت ببینند.

و از سوی دیگر به وسیلۀ آن، چهرۀ انسانی و نورانی اسلام را با این خشونت های وحشتناک زیر سؤال برند و جلوی پیشرفت اسلام را از این طریق در جهان بگیرند.

این ما مسلمانان هستیم که بیشترین زیان ها را از این ترورهای وحشتناک می بریم، زیان هایی که در طول تاریخ سابقه نداشته است.

برای پایان دادن به این خشونت ها راهی جز این نیست که به سراغ ریشۀ اصلی آن برویم، ریشۀ اصلی آن در مدارس علمی وهابیان افراطی نهفته است در آنجا که صریحاً به طلاب خود تعلیم می دهند که فقط شما مسلمانید و بقیه مشرک و کافرند و خون و مالشان حلال است و کشتن آنها واجب و هر کس کمربند انفجاری ببندد و خودش و گروهی از آنها را بکشد یک ساعت بعد در آغوش پیغمبر اسلام در بهشت برین است!! اینگونه مطالب با صراحت در کتب درسی آنها آمده است و تا این تعلیمات ادامه دارد این وضع ادامه خواهد یافت.

برای پایان دادن به این وضع پیشنهاد می شود که از علمای کشورهای اسلامی مخصوصاً عراق و پاکستان و افغانستان و مصر و لبنان و کشورما ایران و حتی علمای معتدل سعودی دعوت شود تا همایشی تشکیل دهند و برنامه ای بریزند که تعلیمات مداس دینی وهابیها که تروریست پرور است، اصلاح شود و تعلیمات صحیح اسلامی که شعار قرآنی وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فيها وَ غَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظيماً(نساء93) (و هر كس، فرد با ايمانى را از روى عمد به قتل برساند، مجازات او دوزخ است; در حالى كه جاودانه در آن خواهد بود; و خداوند بر او غضب مى كند; و او را از رحمتش دور مى سازد; و مجازات بزرگى براى او آماده ساخته است) را سرلوحۀ تعلیمات خویش قرار دهند.

چرا در میان شیعیان و سنی های غیر وهابی این ترورهای بی رحمانه وجود ندارد، چون چنین تعلیماتی در مدارس دینی آنها به جوانانشان داده نمی شود. چرا قبل از ظهور وهابیت در جهان اسلام چنین جنایات وحشتناکی نبود، دلیل آن روشن است.

عربستان سعودی نیز برای نجات خود باید به این برنامه کمک کند، به امید آن روز که این جنایات کور پایان یابد و همة مسلمین جهان برادروار گرد هم جمع شوند.

منبع: http://makarem.ir

 
 
 |    نوشته شده توسط مجید
 
 
   
 
   

بسم رب المهدی

 

خطبه ۸۳ بخش چهاردهم

ثُمَّ أُدْرِجَ فِی أَكْفَانِهِ مُبْلِساً، وَجُذِبَ مُنْقَاداً سَلِساً، ثُمَّ أُلْقِیَ عَلَى الاَْعْوَادِ رَجِیعَ وَصَب، وَ نِضْوَ سَقَم، تَحْمِلُهُ حَفَدَةُ الْوِلْدَانِ...

امیر مؤمنان در ذیل فرمایشاتشان كه در خطبه هشتاد و سه نهج البلاغه آمده است اشاره به سرنوشت بسیار عبرت انگیز انسان بعد از مرگ مى كند و مى فرماید: سپس او را در كفن هایش مى پیچند، در حالى كه از همه چیز مأیوس شده و همه را به دست فراموشى سپرده است.

 و او را به آسانى در حالى كه كاملا تسلیم است، برمى گیرند و پیكر خسته و رنجیده اش را كه بر اثر بیمارى ها كاملا لاغر شده، بر چوب هاى تابوت مى افكنند

 در حالى كه فرزندان و نوه ها و جمع دوستان، تابوت او را بر دوش مى كشند و به سوى خانه غربت -كه دیدار او در آنجا از همگان قطع مى شود و در تنهایى وحشتناكى، فرو مى رود- حمل مى كنند.

 این وضع همچنان ادامه مى یابد تا تشییع كنندگان (باسپردن جنازه او به آرامگاه ابدیش) باز گردند و گریه كنندگانِ بى تاب، خاموش شوند (و او را تنها بگذارند) در آن حفره گورش مى نشانند (و از او سؤال مى كنند) در حالى كه از ترس و تحیّر در برابر سؤال و لغزشِ در آزمون، آهسته سخن مى گوید.

هنگامى كه انسان چشم از این جهان مى پوشد، وضع او به كلّى دگرگون مى شود.

تا آن لحظه كه زنده بود، همگام و همرنگ با محیط و سایر زندگان بود; امّا اكنون حسابش به كلّى جدا شده، باید هر چه زودتر این موجود ناهمرنگ، از میان جمع خارج شود و به آنجا كه رابطه اش با جامعه انسانى به كلّى قطع مى گردد، سپرده شود.

لحظاتى است بسیار عبرت انگیز! نه از خود اراده اى دارد، نه چیزى با خود مى برد، نه كسى مى تواند براى او كارى انجام دهد، نه ناله ها و فریادها و گریه ها سودى براى او دارد و نه نزدیكترین دوستان، كارى از دستشان ساخته است.

جنازه او را به سرعت بر مى دارند و دور مى كنند و در گورى سرد و خاموش، زیر خروارها خاك، پنهان مى سازند.

 تنها چیزى كه در ظاهر همراه او مى فرستند، همان چند قطعه پارچه بسیار كم ارزش و ندوخته است كه آخرین لباس او را تشكیل مى دهد.

نه از تخت و تاج شاهى خبرى است، و نه از زر و زیورها، و نه از كاخ ها و قصرها!

اینجاست كه امیر مؤمنان على(علیه السلام) همانند بسیارى از پیشوایان بزرگ اسلام، توصیه مى كند كه براى مهار زدن نفس طغیانگر، به یاد این لحظات بیفتید و بسیار از آن یاد كنید!

 چگونه از چیزى غافل مى شوید كه او از شما غافل نمى شود؟

 

 
 
 |    نوشته شده توسط مجید
 
 
   
 
   

بسم رب المهدی

 

عمر بن خطاب مى گويد: در اُحد با پيامبر بيعت كرده بوديم بر اينكه كسى فرار نكند، و هر كس از ما كه فرار كند ضال و گمراه است، و هر كس از ما كشته شود شهيد است.
احمد بن حنبل مى گويد: ابوبكر و عمر در اين جنگ فرار كردند. هنگامى كه اميرالمؤمنين(عليه السلام) در تعقيب فرارى ها بود، عمر در حالى كه اشك چشمانش را پاك مى كرد، برگشت و به اميرالمؤمنين(عليه السلام) عرض كرد: مرا ببخشيد!! اميرالمؤمنين(عليه السلام) فرمود: «آيا تو نبودى كه صدا زدى: محمّد كشته شده است، به دين قبلى خود برگرديد»؟!! عمر گفت: اين كلام را ابوبكر گفته است! در اينجا بود كه اين آيه نازل شد:«إنَّ الَّذينَ تَوَلَّوا مِنْكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعان إنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطانُ...»!.(آل عمران آيه 155)
امام صادق(عليه السلام) مفرمايد: در جنگ احد اميرالمؤمنين(عليه السلام) در حال دفاع از پيامبر(صلى الله عليه وآله)بودند، و ديگر اصحاب فرار مى كردند. آن حضرت همچون شير غضبناك از در پى گريختگان رفت و اول به عمر بن خطاب رسيد به اتفاق عثمان و حارث بن حاطب و عده اى ديگر به سرعت فرار مى كردند. حضرت فرياد برآورد: اى جماعت، بيعت شكستيد و پيامبر(عليه السلام) را تنها گذاشتيد و به سوى جهنم مى گريزيد؟(1)
 


1-تقويم شيعه، صفحه 260.
 
 
 |    نوشته شده توسط مجید
 
 
   
 
 

 

بسم رب المهدی 

 

تغییر شماره پیامک دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

به مناسبت عید سعید فطر و به منظور سهولت استفاده مقلدین محترم، شماره سامانه پیام کوتاه دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی از 30008541 به 10000100 تغییر یافت.

مقلدین محترم می توانند سؤالات مربوط به احکام شرعی خود را به این سامانه ارسال فرمایید و حداکثر تا 24 ساعت بعد پاسخ را دریافت نمایند.

جهت استفاده از این سرویس توجه به نکات زیر الزامی  است :

1-     از این طریق صرفا به سوالات فقهی ( احکام شرعی ) پاسخ داده می شود .

2-     از ارسال سوالاتی که جنبه ضروری ندارد - و می توان پاسخ آنرا با مراجعه به دفاترپاسخگوئی و یا سایت اینترنتی بدست آورد - جدا خود داری نمائید.

3-  چنانچه به علت نقص فنی در مدت مذکور پاسخ دریافت نشد مجددا سؤال را ارسال فرمائید.

 

منبع: http://www.makarem.ir

 

 
 
 |    نوشته شده توسط مجید
 
 
   
 
   

بسم رب المهدی

 

 فرارسیدن شهادت حضرت علی (ع) را به پیشگاه حضرت ولی عصر ارواحنا فدا) و همه عاشقان تسلیت عرض می کنم

استخراج شده از کتاب مفاتیح نوین حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

دانلود کتاب مفاتیح نوین                دانلود

شب قدر، شبى است كه مقدّرات يك سال انسانها - بر اساس لياقت ها و شايستگى هاى آنان - تعيين مى گردد; در تمام سال، شبى به عظمت و فضيلت آن نمى رسد و عمل در آن از عمل در هزار ماه برتر است.

فرشتگان خداوند و فرشته اى به نام «روح» كه اعظم همه فرشتگان است در آن شب، به اذن پروردگار به زمين فرود مى آيند و خدمت امام زمان(عليه السلام) مى رسند و آنچه را كه براى هر كس در طول سالِ آينده مقدّر شده است بر آن حضرت عرضه مى دارند.(1)

خوشا به حال آن كس كه از فيض عظيم اين شب كه شب نزول قرآن است، بهره مند شود و با دعا و مناجات و گريه و توبه، به درگاه حقّ روى آورد و زمينه تقديرات ارزشمند و سرنوشت معنوى و روحانى والايى را براى خويش فراهم سازد.

معصومين(عليهم السلام) شب قدر را به طور دقيق، تعيين نكرده اند و آن را مردّد در ميان سه شب (نوزدهم، بيست و يكم و بيست و سوم) ذكر فرموده اند، تا مؤمنان با انجام اعمال شب هاى قدر، در هر سه شب و به دست آوردن حال خوشِ معنوى و كسب فيض در اين شب ها، به آمادگى كامل، جهت دريافت عنايات ويژه الهى دست يابند.

هرچند علما، با توجّه به روايات، شب هاى بيست و يكم و بيست و سوم را به شب قدر بودن، نزديكتر مى دانند.(2)

 

شب نوزدهم ماه:

اين شب، اوّلين شب از شب هاى قدر است و از اين شب، انجام اعمال شب هاى قدر آغاز مى شود.

 

اعمال شب هاى قدر:

اعمال شب هاى قدر بر دو قسم است. يك قسم آن مشترك ميان هر سه شب است و قسم ديگر اعمالى است كه مخصوصِ هر يك از اين سه شب مى باشد.

 

اعمال مشترك شب هاى قدر:

1ـ غسل شب قدر است، مرحوم «علاّمه مجلسى» فرموده: بهتر است غسلِ شب هاى قدر را مقارن غروب آفتاب انجام دهند كه نماز مغرب را با غسل بخوانند.(3)

2ـ دو ركعت نماز بخواند; كه در هر ركعت بعد از حمد، هفت مرتبه سوره «قُل هُوَ اللّه» را تلاوت كند و بعد از پايان نماز، هفتاد مرتبه بگويد: اَسْتَغْفِرُ اللّهَ وَ أَتُوبُ اِلَيْهِ در روايتى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) آمده است: كسى كه اين عمل را بجا آورد، از جاى خويش برنخيزد مگر اين كه خداوند متعال او و پدر و مادرش را بيامرزد و خداوند فرشتگان را مأمور مى كند تا سال آينده براى وى حسنات بنويسند...(4)

3ـ امام باقر(عليه السلام) درباره عمل ديگر اين شب فرمود: قرآن را بگشايد و در برابر خود قرار دهد وبگويد:

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِكِتابِكَ الْمُنْزَلِ وَما فيهِ،وَفيهِ اسْمُكَ ]الاَْعْظَمُ[ الاَْكْبَرُ،وَ

خدايا از تو خواهم به حق كتاب فرستاده شده ات و آنچه در آن است كه در آن است نام بزرگت و

اَسْماؤُكَ الْحُسْنى،وَما يُخافُ وَيُرْجى،اَنْ تَجْعَلَنى مِنْ عُتَقائِكَ مِنَ النّارِ.

نامهاى نيكويت و آنچه بدانها ترس و اميد شود كه قرارم دهى از زمره آزاد شدگانت از دوزخ.

سپس حاجت خود را از خدا بخواهد.(5)

4ـ مراسم قرآن به سر گرفتن است، به فرموده امام صادق(عليه السلام): قرآن مجيد را بر سر بگذارد و بگويد:

اَللّهُمَّ بِحَقِّ هذَا الْقُرْآنِ، وَ بِحَقِّ مَنْ اَرْسَلْتَهُ بِهِ، وَبِحَقِّ كُلِّ مُؤْمِن مَدَحْتَهُ

خدايا به حق اين قرآن و به حق آن كس كه او را بدين قرآن فرستادى و هر مؤمنى كه در آن مدحش كردى

فيهِ، وَبِحَقِّكَ عَلَيْهِمْ، فَلا اَحَدَ اَعْرَفُ بِحَقِّكَ مِنْكَ.

و به حق تو بر ايشان زيرا هيچ كس به حق تو از خودت آشناتر نيست.

آنگاه ده مرتبه بگويد: بِكَ يا اللهُ و ده مرتبه بِمُحَمَّد(صلى الله عليه وآله) و ده مرتبه بعَلِىٍّ(عليه السلام) و ده مرتبه بِفاطِمَةَ(عليها السلام) و ده مرتبه بِالْحَسَنِ(عليه السلام) و ده مرتبه بِالْحُسَيْنِ(عليه السلام) و ده مرتبه بِعَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ(عليهما السلام) و ده مرتبه بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ(عليهما السلام) و ده مرتبه بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّد(عليهما السلام) و ده مرتبه بِمُوسَى بْنِ جَعْفَر(عليهما السلام) و ده مرتبه بِعَلِىِّ بْنِ مُوسى(عليهما السلام) و ده مرتبه بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ(عليهما السلام) و ده مرتبه بِعَلِىِّ بْنِ مُحَمَّد(عليهما السلام) و ده مرتبه بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍّ(عليهما السلام) و ده مرتبه بِالْحُجَّةِ(عليه السلام); در پايان هر حاجتى كه دارد از خداوند طلب كند(6) و در تمام اين اذكار، نهايت حضور قلب و توجّه به درگاه خدا را حفظ كند.

بهتر است اگر مى خواهند توسّل گرفته، يا ذكر مصيبتى كنند قبل يا بعد از دعا باشد و دعا را قطع نكنند.

5ـ زيارت امام حسين(عليه السلام); به فرموده علاّمه مجلسى، زيارت امام حسين(عليه السلام) در هر يكى از اين سه شب، مستحبّ مؤكّد است،(7) و در روايتى آمده است كه سبب آمرزش گناهان مى شود(8) و اگر دسترسى به زيارت از نزديك نداشته باشد، از دور زيارت كند.

6ـ احيا داشتن شب هاى قدر است; يعنى اين شب را تا صبح بيدار باشد و با عبادت و دعا و تلاوت قرآن و جلسات سخنرانى دينى و پرسش و پاسخ هاى مذهبى و يا مطالعه كتاب هاى تفسير و عقايد و مواعظ سپرى كند.

در روايتى از امام باقر(عليه السلام) آمده است: هر كس شب قدر را احيا دارد، گناهان او آمرزيده شود، هرچند زياد باشد،(9) و بهتر است روز قبل مقدارى استراحت كند و غذا و نوشيدنى كمتر بخورد تا خواب بر او غلبه نكند و كسانى كه توانايى بر احيا ندارند، بهتر است اوّل شب را استراحت كنند و سحرگاهان بيدار باشند و عبادت نمايند.

7ـ صد ركعت نماز بگزارد (هر دو ركعت به يك سلام) كه فضيلت بسيار دارد و افضل آن است كه اگر توانايى داشته باشد، در هر ركعت بعد از حمد، ده مرتبه سوره قل هو اللّه را بخواند.(10)

8ـ مرحوم «شيخ كفعمى» در «مصباح» نقل كرده است كه امام زين العابدين(عليه السلام) اين دعا را در شب هاى نوزدهم، بيست و يكم و بيست و سوم در حالت ايستاده و نشسته و در ركوع و سجود مى خواندند:

اَللّهُمَّ اِنّى اَمْسَيْتُ لَكَ عَبْداً داخِراً، لا اَمْلِكُ لِنَفْسى نَفْعاً وَلا ضَرّاً، وَلا

خدايا من شام كردم در حالى كه بنده خوارى هستم كه مالك سود و زيانى براى خويش نيستم

اَصْرِفُ عَنْها سُوءاً، اَشْهَدُ بِذلِكَ عَلى نَفْسى، وَاَعْتَرِفُ لَكَ بِضَعْفِ قُوَّتى

و نتوانم از خويشتن پيش آمد ناگوارى را بازگردانم و اين مطلبى است كه من آن را بر خويش گواهى دهم و به ناتوانى خود و بيچارگيم

وَقِلَّةِ حيلَتى، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، وَاَنْجِزْ لى ما وَعَدْتَنى

در برابرت اعتراف دارم پس درود فرست بر محمّد و آل محمّد و وفا كن برايم بدانچه بر من

وَجَميعَ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ مِنَ الْمَغْفِرَةِ فى هذِهِ اللَّيْلَةِ، وَاَتْمِمْ عَلَىَّ ما

و همه مؤمنين و مؤمنات وعده فرمودى از آمرزش در اين شبو تمام كن بر من آنچه را

اتَيْتَنى، فَاِنّى عَبْدُكَ الْمِسْكينُ الْمُسْتَكينُ، اَلضَّعيفُ الْفَقيرُ الْمَهينُ،

به من دادى زيرا كه من بنده بينواى مستمند ناتوان تهيدست خوار توام

اَللّـهُمَّ لا تَجْعَلْنى ناسِياً لِذِكْرِكَ فيـما اَوْلَيْتَنى، وَلا لاِِحْسانِكَ فيما

خدايا مرا فراموشكار از ياد خويش در آنچه به من انعام فرمودى و از احسانت در آنچه به من

اَعْطَيْتَنى، وَلا ايِساً مِنْ اِجابَتِكَ، وَاِنْ اَبْطَاَتْ عَنّى فى سَرّآءَ اَوْ ضَرّآءَ،

عطا كردى قرار مده و قرارم مده نااميد از اجابت خويش و اگرچه ديرزمانى طول كشد چه در خوشى و چه در سختى

اَوْ شِدَّة اَوْ رَخآء، اَوْ عافِيَة اَوْ بَلاء، اَوْ بُؤْس اَوْ نَعْمآءَ، اِنَّكَ سَميعُ الدُّعآءِ.(11)

در دشوارى يا در آسايش در تندرستى يا گرفتارى در تنگدستى يا در نعمت براستى تو شنواى دعايى.

9ـ مرحوم «علاّمه مجلسى» مى فرمايد: بهترين اعمال در اين شب ها طلب آمرزش گناهان و دعا براى امور دنيوى و اخروى است، هم براى خود و هم براى پدر و مادر و خويشان و برادران مؤمن ; چه زنده باشند و چه از دنيا رفته باشند و همچنين ذكرهاى مختلف و صلوات بر محمّد و آلش، تا آن جا كه مقدور است، انجام دهد و در بعضى از روايات وارد شده است كه دعاى «جوشن كبير» (صفحه 138) را در اين سه شب بخوانند.(12)

در روايتى آمده است كه شخصى خدمت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) رسيد و عرض كرد: اگر شب قدر را درك كردم، چه چيزى را از خداوند طلب كنم؟ فرمود: عافيت و سلامتى را بخواه.(13)

 

اعمال مخصوص هر يك از شب هاى سه گانه قدر:

اعمال شب نوزدهم:

اعمال شب نوزدهم چند چيز است:

1ـ صد مرتبه بگويد: اَسْتَغْفِرُ اللّهَ رَبِّى وَ أَتُوبُ إلَيْهِ.(14)

2ـ صد مرتبه بگويد: اَللّهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ أَميرِالْمُؤْمِنينَ.(15)

3ـ دعايى را كه در اعمال روزهاى ماه رمضان ذكر كرديم (يا ذا الّذي كان... ـ صفحه 766 ـ ) را بخواند.(16)

4ـ اين دعا را بخواند:

اَللّهُمَّ اْجْعَلْ فيما تَقْضى وَتُقَدِّرُ مِنَ الاَْمْرِ الْمَحْتُومِ، وَفيما تَفْرُقُ مِنَ

خدايا قرار ده در آنچه حكم كرده و مقدر فرموده اى از سرنوشت حتمى و در آنچه جدا كنى از

الاَْمْرِ الحَكيمِ فى لَيْلَةِ الْقَدْرِ، وَفِى الْقَضآءِ الَّذى لا يُرَدُّ وَلا يُبَدَّلُ، اَنْ

فرمان حكيمانه ات در شب قدر و در آن قضا و قدرى كه برگشت و تغيير و تبديلى ندارد

تَكْتُبَنى مِنْ حُجّاجِ بَيْتِكَ الْحَرامِ، اَلْمَبْرُورِ حَجُّهُمْ، اَلْمَشْكُورِ سَعْيُهُمْ،

كه نام مرا در زمره حاجيان خانه محترمت (كعبه) بنويسى آنان كه حجشان مقبول و سعيشان مورد تقدير

اَلْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمْ، اَلْمُكَفَّرِ عَنْهُمْ سَيِّئاتُهُمْ، وَاجْعَلْ فيما تَقْضى وَتُقَدِّرُ، اَنْ

و گناهانشان آمرزيده و كردار بدشان بخشوده شده است و قرار ده در آنچه مقدر فرموده اى

تُطيلَ عُمْرى، وَتُوَسِّعَ عَلَىَّ فى رِزْقى، وَتَفْعَلَ بى كَذا وَكَذا.(17)

كه عمر مرا طولانى كرده و روزيم را وسيع گردانىو درباره ام چنين و چنان كنى.

(به جاى كلمه كذا و كذا، حاجت خود را عرضه دارد).

 

شب بيست و يكم:

اين شب فضيلتش از شب نوزدهم بيشتر است كه اعمال مشترك شب هاى قدر را با توجّه بيشترى انجام دهد. در روايات درباره غسل و احيا و تلاش در عبادت در اين شب و شب بيست و سوم تأكيد شده و آمده است كه شب قدر در ميان يكى از اين دو شب است،(18) و در چند روايت وقتى كه از معصوم(عليه السلام) خواستند تا معيّن كنند كه شب قدر، در ميان كدام يك از اين دو شب است، معيّن نكردند، بلكه فرمودند: ما اَيْسَرَ لَيْلَتَيْنِ فيما تَطْلُبُ (احياى هر دو شب براى آنچه مى خواهى مشكل نيست).(19)

و جالب اين كه «مرحوم صدوق» در «امالى» مى گويد: «مِنْ دينِ الإمامِيَّةِ ... مَنْ اَحْيى هاتَيْنِ اللَّيْلَتَيْنِ بِمُذاكَرَةِ الْعِلْمِ فَهُوَ اَفْضَلُ; از دستورات مذهب اماميه است كه ... اگر كسى اين دو شب را به گفتگوى علمى بپردازد، از هر عبادتى برتر است».(20)

 

اعمال شب بيست و يكم:

اعمال اين شب بر دو قسم است; قسم اوّل دعاهايى كه مربوط به دهه آخر ماه رمضان است كه خواهد آمد (صفحه 796) و قسم ديگر اعمال مخصوص شب بيست و يكم، كه به اين شرح است:

1ـ دعايى است كه در «مصباح المتهجّد» و «كافى» نقل شده است كه در شب بيست و يكم خوانده مى شود(21):

يا مُولِجَ اللَّيْلِ فِى النَّهارِ، وَمُولِجَ النَّهارِ فِى اللَّيْلِ، وَمُخْرِجَ الْحَىِّ مِنَ

اى فروبرنده شب در روز و اى فروبرنده روزدر شب و اى بيرون آورنده زنده از

الْمَيِّتِ، وَمُخْرِجَ الْمَيِّتِ مِنَ الْحَىِّ، يا رازِقَ مَنْ يَشآءُ بِغَيْرِ حِساب، يا اَللهُ

مرده و بيرون آورنده مرده از زنده اى روزى دهنده هركه را خواهى بى حساب اى خدا،

يا رَحْمـنُ، يا اَللهُ يا رَحيمُ، يا اَللهُ يا اَللهُ يا اَللهُ، لَكَ الاَْسْمآءُ الْحُسْنى،

اى بخشاينده، اى خدا اى مهربان اى خدا اى خدا... از آن توست نامهاى نيكو

وَالاَْمْثالُ الْعُلْيا، وَالْكِبْرِيآءُ وَالاْلاءُ، اَسْئَلُكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ

و نمونه هاى والا و بزرگى و نعمتها از تو خواهم درود فرستى بر محمّد و آل

مُحَمَّد، وَ اَنْ تَجْعَلَ اسْمى فى هذِهِ اللَّيْلَةِ فِى السُّعَدآءِ، وَ رُوحى مَعَ

محمّد و نام مرا در اين شب در زمره سعادتمندان قرار دهى و روحم را با

الشُّهَدآءِ، وَاِحْسانى فى عِلِّيّينَ، وَاِسآئَتى مَغْفُورَةً، وَاَنْ تَهَبَ لى يَقيناً

شهدا مقرون سازى و احسان و نيكوكاريم را در بلندترين درجه بهشت و گناهانم را آمرزيده كنى و به من يقينى عطا كنى كه

تُباشِرُ بِهِ قَلْبى، وَاِيماناً يُذْهِبُ الشَّكَّ عَنّى، وَتُرْضِيَنى بِما قَسَمْتَ لى،

هميشه با دلم همراه باشد و ايمانى به من بدهى كه شك و ترديد را از من دور سازد و بدانچه روزيم كرده اى خشنودم سازى

وَآتِنا فِى الدُّنْيا حَسَنَةً، وَ فِى الاْخِرَةِ حَسَنَةً، وَ قِنا عَذابَ النّارِ الْحَريقِ،

و بدهى به من در دنيا نعمت نيك و در آخرت نعمت نيك و نگهدارى ما را از عذاب آتش سوزان

وَارْزُقْنى فيها ذِكْرَكَ وَ شُكْرَكَ، وَ الرَّغْبَةَ اِلَيْكَ وَ الاِْنابَةَ، وَ التَّوْفيقَ لِما

و روزيم كنى در اين شب ذكر خود و سپاسگزاريت و اشتياق و بازگشت بسويت و توفيق براى انجام آنچه را

وَفَّقْتَ لَهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّد عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمُ السَّلامُ

موفق داشتى بدان محمّدو آل محمّد را كه بر او و بر ايشان سلام باد.

2ـ مرحوم «شيخ كفعمى» از «سيّد بن باقى» نقل كرده است كه در شب بيست و يكم مى خوانى:

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، وَاقْسِمْ لى حِلْماً يَسُدُّ عَنّى بابَ

خدايا درود فرست برمحمّد و آل محمّد و چنان بردباريى بهره ام كن كه ببندد بر من دَرِ

الْجَهْلِ، وَهُدىً تَمُنُّ بِهِ عَلَىَّ مِنْ كُلِّ ضَلالَة، وَغِنىً تَسُدُّ بِهِ عَنّى بابَ كُلِّ

نادانى را و هدايتى به من ده كه بر من منّت نهد از رهانيدن از هر گمراهى و بى نيازيى به من بده كه درهاى انواع فقر را به تمامى بر من ببندد

فَقْر، وَقُوَّةً تَرُدُّ بِها عَنّى كُلَّ ضَعْف، وَعِزّاً تُكْرِمُنى بِهِ عَنْ كُلِّ ذِلَّة، وَرِفْعَةً

و نيرويى به من ده كه هرگونه سستى را از من بازگرداند و عزتى كه از هر خوارى مرا گرامى دارى و رفعت مقامى

تَرْفَعُنى بِها عَنْ كُلِّ ضَعَة، وَاَمْناً تَرُدُّ بِهِ عَنّى كُلَّ خَوْف، وَعافِيَةً تَسْتُرُنى

كه بدان وسيله مرا از هر پستى بلند كنى و امنيّتى كه بوسيله آن هر ترسى را از من دور كنى و تندرستى كه بدان وسيله

بِها مِنْ كُلِّ بَلاء، وَعِلْماً تَفْتَحُ لى بِهِ كُلَّ يَقين، وَيَقيناً تُذْهِبُ بِهِ عَنّى كُلَّ

مرا از هر بلايى بپوشانى و دانشى كه به آن هر يقينى را بر من مفتوح گردانى و يقينى كه بدان وسيله هر

شَكٍّ، وَدُعآءً تَبْسُطُ لى بِهِ الاِْجابَةَ فى هذِهِ اللَّيْلَةِ، وَفى هذِهِ السّاعَةِ

شك و ترديدى را از من دور سازى و دعايى كه اجابتش را بر من بگسترانى در همين امشب و در همين ساعت

السّاعَةِ السّاعَةِ يا كَريمُ، وَ خَوْفاً تَنْشُرُ لى بِهِ كُلَّ رَحْمَة، وَعِصْمَةً تَحُولُ

............... اى بزرگوار و ترسى به من بده كه هر رحمتى را بدان وسيله بر من بگسترانى و مرا چنان خودنگهدار كن كه همان

بِها بَيْنى وَ بَيْنَ الذُّنُوبِ، حَتّى اُفْلِحَ بِها بَيْنَ الْمَعْصُومينَ عِنْدَكَ، بِرَحْمَتِكَ

حالت ميان من و گناهان حائل شود و بدان وسيله در پيشگاه معصومين (و خود نگهداران) درگاهت رستگار باشم

يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ.(22)

اى مهربانترين مهربانان.

 

3ـ به فرموده «شيخ مفيد»، در اين شب صلوات بسيار فرستد و بر ظالمان و غاصبان حقوق آل محمّد(صلى الله عليه وآله) و همچنين بر قاتل اميرمؤمنان(عليه السلام) بسيار لعن و نفرين فرستد و براى خويش و پدر و مادرش و ساير مؤمنان دعا كند.(23)

4ـ دعا براى وجود مبارك امام زمان(عليه السلام) و فرج آن حضرت، يكى ديگر از اعمال اين شب است. در روايتى كه «سيّد بن طاووس» از حمّاد بن عثمان نقل كرده مى خوانيم: در شب بيست و يكم ماه مبارك رمضان به محضر امام صادق(عليه السلام) شرفياب شدم، امام(عليه السلام) از من پرسيد كه آيا غسل كرده اى؟ گفتم: آرى،امام(عليه السلام) حصيرى طلبيد و مرا نيز به كنارش فراخواند. آن حضرت(عليه السلام) مشغول نماز شد و من نيز نزديك آن حضرت(عليه السلام) نماز مى خواندم. وقتى كه از نمازها فارغ شديم، آن حضرت دعا كرد و من آمين گفتم، و اين كار ادامه داشت تا صبح طلوع كرد. امام(عليه السلام) اذان و اقامه گفتند و برخى از خدمتكاران را فراخواند و نماز صبح را به امامت آن حضرت(عليه السلام) بجا آورديم.

امام صادق(عليه السلام) بعد از نماز، به تسبيح و تقديس پروردگار پرداخت و بر پيامبر(صلى الله عليه وآله) درود فرستاد و براى مؤمنان دعا كرد; آنگاه به سجده رفت و ساعتى در سجده بود، و در آن مدّت جز صداى نَفَس حضرت چيزى را نمى شنيدم، سپس دعايى خواند از جمله در دعايش عرض كرد:

وَ أسْألُكَ بِجَميعِ ما سَأَلْتُكَ وَ ما لَمْ أَسْأَلْكَ مِنْ عَظيمِ جَلالِكَ، ما لَوْ

از تو تقاضا مى كنم به جميع آنچه كه تو را با آن خواندم و آنچه را نخواندم، از عظيم جلال تو كه اگر

عَلِمْتُهُ لَسَأَلْتُكَ بِهِ، أَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَ أَهْلِ بَيْتِهِ، وَ أَنْ تَأْذَنَ لِفَرَجِ

مى دانستم تو را با آن خواندم. از تو مى خواهم بر محمد و اهل بيتش درود بفرستى و اجازه فرج

مَنْ بِفَرَجِهِ فَرَجُ أَوْلِيائِكَ وَ أَصْفِيائِكَ مِنْ خَلْقِكَ، وَ بِهِ تُبيدُ الظّالِمينَ

و ظهور كسى را بدهى كه با ظهور او گشايشى در كار اولياى تو و برگزيدگان از خلقت ظاهر مى شود و به وسيله او ظالمان را نابود

وَتُهْلِكُهُمْ، عَجِّلْ ذلِكَ يا رَبَّ الْعالَمينَ.

و هلاك مى سازى. اى پروردگار عالميان، در ظهورش تعجيل فرما.

پس از آن كه امام(عليه السلام) سر از سجده برداشت، عرض كردم: جانم به فدايت! شما براى فرج كسى دعا كرديد كه با فرج او گشايشى در كار دوستان و اولياى الهى حاصل خواهد شد; مگر آن كس شما نيستيد؟

امام(عليه السلام) فرمود: نه! او قائم آل محمّد است!

آنگاه امام صادق(عليه السلام) نشانه هاى ظهورش را بيان كرد و در ادامه فرمود: «شب و روز، منتظر ظهور مولايت باش! زيرا خداوند هر روز در شأن و كارى است، و انجام كارى او را از كار ديگر باز نمى دارد».

(وَ تَوَقَّعْ اَمْرَ صَاحِبِكَ لَيْلَكَ وَ نَهارَكَ، فاِنَّ اللهَ كُلُّ يَوْم هُوَ في شَأن، لا يَشْغَلُهُ شأنٌ عَنْ شَأن).(24)

نكته:

از شب بيست و يكم، دهه آخر ماه رمضان شروع مى شود كه بسيار پرارزش و مغتنم است. در هر شب از شب هاى اين دهه، غسل مستحب است و روايت شده است كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در هر شب از شب هاى دهه آخر ماه رمضان غسل مى كرد.(25)

همچنين اعتكاف در مساجد جامع در اين دهه مستحب است و فضيلت فراوان دارد و در روايتى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) اعتكاف در دهه آخر ماه رمضان برابر دو حج و دو عمره شمرده شده است.(26)

رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در دهه آخر ماه رمضان در مسجد معتكف مى شد(27) بسترش را جمع مى كرد و آماده و مهيّا و بانشاط به شب زنده دارى و عبادت مى پرداخت (بسيارى از مسلمانان نيز در اين امر به آن حضرت اقتدا مى كردند)،(28) برخلاف آنچه بعضى از ناآگاهان مى پندارند كه با گذشت شب هاى قدر برنامه ماه مبارك رمضان تمام شده است.

 

شب بيست و سوم:

اين شب، از دو شب قبل برتر است و از احاديث متعدّدى استفاده مى شود كه شب قدر همين شب است. در روايتى از امام باقر(عليه السلام) نقل شده است كه مردى به نام «جهنى» در ماه رمضان خدمت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) آمد و به آن حضرت عرض كرد: من در بيرون مدينه به سر مى برم و شتر و گوسفند دارم كه نمى توانم همه شب در مدينه حاضر شوم. دوست دارم شبى را به من معرّفى كنى تا آن شب را به مدينه بيايم و در نماز و عبادت حاضر باشم. حضرت او را به نزد خود فراخواند و به طور درگوشى آن شب را معرّفى كرد.

«جهنى» نيز وقتى شب هاى بيست و سوم ماه رمضان فرا مى رسيد، با همه خانواده و فرزندان و غلامان به مدينه مى آمد و آن شب را مى ماند و صبحگاهان به منزل خويش برمى گشت.(29)

همچنين در روايت ديگرى نقل شده است كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در شب بيست و سوم ماه رمضان به سر و روى خانواده اش آب مى پاشيد تا به خواب نروند (و از فضيلت اين شب بهره بگيرند).(30)

روايات متعدّد ديگرى نيز داريم كه مى گويد: شب قدر، شب بيست و سوم است.(31) مرحوم «علاّمه مجلسى» نيز در «زاد المعاد» مى گويد: اكثر احاديث معتبر دلالت دارد كه شب بيست و سوم، شب قدر است.(32)

 

اعمال مخصوص شب بيست و سوم:

در شب بيست و سوم، غير از اعمال مشترك شب هاى قدر، اعمال ديگرى نيز وارد شده است:

1ـ سوره عنكبوت و سوره روم را بخواند كه امام صادق(عليه السلام) فرمود: «هر كس در شب بيست و سوم، سوره هاى عنكبوت و روم را بخواند، به خدا سوگند! اهل بهشت است».(33)

2ـ هزار مرتبه سوره «إنّا أنزلناه» را بخواند.(34)

3ـ سوره «حم دخان» را بخواند.(35)

4ـ اين دعا را بخواند:

اَللّهُمَّ امْدُدْ لى فى عُمْرى، وَاَوْسِعْ لى فى رِزْقى، وَاَصِحَّ لى جِسْمى،

خدايا دراز كن عمرم را و فراخ كن روزيم را و سالم گردان تنم را

وَبَلِّغْنى اَمَلى، وَاِنْ كُنْتُ مِنَ الاَْشْقِيآءِ فَامْحُنى مِنَ الاَْشْقِيآءِ، وَاْكتُبْنى

و برسانم به آرزويم و اگر در زمره بدبختان هستم تو نامم را ازسلك آنان پاك كن و در زمره

مِنَ السُّعَدآءِ، فَاِنَّكَ قُلْتَ فى كِتابِكَ الْمُنْزَلِ عَلى نَبِيِّكَ الْمُرْسَلِ، صَلَواتُكَ

سعادتمندانم ثبت كن زيرا تو خودت در كتابى كه بر پيامبر مرسلت(ص) نازل فرمودى چنين گفتى:

عَلَيْهِ وَ آلِهِ، يَمْحُو اللهُ ما يَشآءُ وَيُثْبِتُ، وَعِنْدَهُ اُمُّ الْكِتابِ.(36)

«خدا هر چه خواهد محو مى كند و ثبت مى كند و نزد اوست اصل كتاب».

5ـ اين دعا را كه مخصوص شب بيست و سوم است بخواند:

يا رَبَّ لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَجاعِلَها خَيْراً مِنْ اَلْفِ شَهْر، وَرَبَّ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ،

اى پروردگار شب قدر و قرار دهنده آن بهتر از هزار ماه و پروردگار شب و روز

وَالْجِبالِ وَالْبِحارِ، وَالظُّلَمِ والاَْنْوارِ، وَالاَْرْضِ وَالسَّمآءِ، يا بارِئُ يا

و كوهها و درياها و تاريكى ها و روشنيها و زمين و آسمان اى پديدآرنده اى

مُصَوِّرُ، يا حَنّانُ يا مَنّانُ، يا اَللهُ يا رَحْمنُ، يا اَللهُ يا قَيُّومُ، يا اَللهُ يا بَديعُ، يا

صورت بخش اى عطابخش اى نعمت ده اى خدا اى بخشاينده اى خدا اى پاينده اى خدا اى نوآفرين اى

اَللهُ يا اَللهُ يا اَللهُ، لَكَ الاَْسْمآءُ الْحُسْنى، وَالاَْمْثالُ الْعُلْيا، وَالْكِبْرِيآءُ

خدا اى خدا اى خدا از آن توست نامهاى نيك و نمونه هاى والا و بزرگى

وَالاْلاءُ، اَسْئَلُكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، وَاَنْ تَجْعَلَ اسْمى فى

و نعمتها از تو خواهم كه درود فرستى بر محمّد و آل محمّد و قرار دهى نام مرا در

هذِهِ اللَّيْلَةِ فِى السُّعَدآءِ، وَرُوحى مَعَ الشُّهَدآءِ، وَاِحْسانى فى عِلِّيّينَ،

اين شب در زمره سعادتمندان و روحم را با شهيدان و احسان و نيكيم را در بلندترين درجات

وَاِسائَتى مَغْفُورَةً، وَاَنْ تَهَبَ لى يَقيناً تُباشِرُ بِهِ قَلْبى، وَايماناً يُذهِبُ

و گناهم را آمرزيده و يقينى به من ببخشى كه هميشه با دلم همراه باشد و ايمانى به من بدهى كه

الشَّكَّ عَنّى، وَتُرْضِيَنى بِما قَسَمْتَ لى، وَ اتِنا فِى الدُّنْيا حَسَنَةً، وَفِى

يكسره شك و ترديد را از من دور كنى و بدانچه نصيبم كرده اى خشنودم سازى و بده به ما در دنيا نيكى و نعمت و در

الاْخِرَةِ حَسَنَةً، وَقِنا عَذابَ النّارِ(37) الْحَريقِ، وَارْزُقْنى فيها ذِكْرَكَ

آخرت نيز نيكى و نگاهمان دار از عذاب آتش سوزان و روزيم كن در اين شب ذكر خود

وَشُكْرَكَ، وَالرَّغْبَةَ اِلَيْكَ، وَالاِْنابَةَ والتَّوْبَةَ، والتَّوْفيقَ لِما وَفَّقْتَ لَهُ مُحَمَّداً

و سپاسگزاريت و شوق و بازگشت و توبه بسوى خودت را و موفقم بدار بدانچه موفق داشتى بدان محمّد

وَ آلَ مُحَمَّد عَلَيْهِمُ السَّلامُ.(38)

و آل محمّد عليهم السّلام.

6ـ اين دعا را كه از امام صادق(عليه السلام) نقل شده است، بخواند:

اَللّهُمَّ اجْعَلْ فيما تَقْضى وَفيما تُقَدِّرُ مِنَ الاَْمْرِالْمَحْتُومِ، وَفيما تَفْرُقُ

خدايا قرار ده در آنچه حكم كرده و مقدر فرموده اى از فرمان حتمى خود و در آنچه جدا كنى

مِنَ الاَْمْرِ الْحَكيمِ، فى لَيْلَةِ الْقَدْرِ، مِنَ الْقَضآءِ الَّذى لا يُرَدُّ وَلا يُبَدَّلُ، اَنْ

از دستور حكيمانه ات در شب قدر از آن حكمى كه بازگشت ندارد و تغيير پذير نيست

تَكْتُبَنى مِنْ حُجّاجِ بَيْتِكَ الْحَرامِ فى عامى هذَا، اَلْمَبْرُورِ حَجُّهُمْ،

كه بنويسى مرا از حاجيان خانه محترم كعبه ات در همين امسال آنان كه حجشان مقبول

اَلْمَشْكُورِ سَعْيُهُمْ، اَلْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمْ، اَلْمُكَفَّرِ عَنْهُمْ سَيِّئاتُهُمْ، وَاجْعَلْ فيما

و سعيشان مورد تقدير و گناهانشان آمرزيده و اعمال بدشان بخشوده شده و مقرر فرما

تَقْضى وَتُقَدِّرُ، اَنْ تُطيلَ عُمْرى، وَتُوَسِّعَ لى فى رِزْقى.(39)

در آنچه حكم كرده و مقدر فرموده اى كه عمرم را طولانى كنى و در روزيم وسعت دهى.

7ـ اين دعا را كه از امام حسن(عليه السلام) نقل شده است بخواند:

يا باطِناً فى ظُهُورِهِ، وَيا ظاهِراً فى بُطُونِهِ، وَيا باطِناً لَيْسَ يَخْفى، وَيا

اى كه نهان است در عين آشكاريش و اى كه آشكار است در عين نهانيش و اى نهانى كه درخفا نيستى و اى

ظاهِراً لَيْسَ يُرى، يا مَوْصُوفاً لا يَبْلُغُ بِكَيْنُونَتِهِ مَوْصُوفٌ، وَلا حَدٌّ

آشكارى كه ديده نشوى اى كه توصيفت كنند ولى هيچ وصفى به كنه ذات تو نرسد و هيچ حدى

مَحْدُودٌ، وَيا غآئِباً غَيْرَ مَفْقُود، وَيا شاهِداً غَيْرَ مَشْهُـود، يُطْـلَبُ

محدودت نكند و اى كه پيدا نيستى ولى گم نشده اى و اى كه حاضرى ولى مشهودنشوى تو را طلب كنند

فَيُـصابُ، وَلَمْ يَخْلُ مِنْهُ السَّمـواتُ وَالاَْرْضُ وَما بَيْنَهُما طَرْفَةَ عَيْن، لا

و به مقصود نائل گردند، از تو خالى نيست آسمانها و زمين و مابين آن دو يك چشم برهم زدن،

يُدْرَكُ بِكَيْف، وَلا يُؤَيَّنُ بِاَيْن وَلا بِحَيْث، اَنْتَ نُورُ النُّورِ، وَرَبُّ الاَْرْبابِ،

به چگونگى در نيايى و به جايى و سويى اندر نشوى تويى روشنى نور و پروردگار همه پروردگاران

اَحَطْتَ بِجَميـعِ الاُْمُورِ، سُبْحانَ مَنْ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْءٌ، وَهُوَالسَّميعُ

به تمام امور احاطه دارى منزه خدايى كه نيست مانندش چيزى و اوست شنواى

الْبَصيرُ، سُبْحانَ مَنْ هُوَ هكَذا، وَلا هكَذا غَيْرُهُ.(40)

بينا منزه است آن كه او چنين است و جز او ديگرى چنين نخواهد بود.

سپس هر حاجتى دارى از خدا بطلب.

8ـ همچنين از معصومين(عليهم السلام) روايت شده است كه در شب بيست و سوم ماه رمضان، در سجود و ايستاده و نشسته دعاى ذيل را مى خواندند، بلكه مناسب است در تمام ماه رمضان، و در زمانهاى ديگر پس از تمجيد و ستايش خداوند و صلوات بر محمّد و آلش (مثلاً حدّاقل با گفتن اَلْحَمْدُ لِلّهِ وَ الصَّلاةُ عَلى رَسُولِ اللّهِ وَ آلِهِ الطّاهِرينَ)، اين دعا خوانده شود:

اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ، صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى ابآئِهِ، فى

خدايا باش براى ولى خود حضرت حجت فرزند امام حسن عسكرى درودهاى تو بر او و بر پدرانش باد در

هذِهِ السّاعَةِ، وَفى كُلِّ ساعَة، وَلِيّاً وَحافِظاً، وَقآئِداً وَناصِراً، وَدَليلا

اين ساعت و در هر ساعت يار و مددكار و نگهبان و رهبر و ياور و راهنما

وَعَيْناً، حَتّى تُسْكِنَهُ اَرْضَكَ طَوْعاً، وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويـلاً.(41)

و ديده بان تا او را از روى ميل و رغبت مردم در روى زمين سكونت دهى و بهره مندش سازى زمانى دراز.

9ـ همچنين اين دعا را در حالى كه دستان خود را به سوى آسمان بلند مى كند، بخواند:

يا مُدَبِّرَ الاُْمُورِ، يا باعِثَ مَنْ فِى الْقُبُورِ، يا مُجْرِىَ الْبُحُورِ، يا مُلَيِّنَ

اى تدبير كننده كارها اى برانگيزنده هر كه در گورها است اى روان كننده درياها اى نرم كننده

الْحَدِيدِ لِداوُدَ، صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، وَافْعَلْ بى كَذا وَ كَذا

به جاى آهن براى حضرت داود درود فرست بر محمد و آل محمد و بكن نسبت به من چنين و چنان.

كلمات كذا و كذا حاجات خود را بخواهد و سپس اضافه كند: اَللَّيْلَةَ اَللَّيْلَةَ، اَلسَّاعَةَ اَلسَّاعَةَ. اين دعا را در حال ركوع، سجده، ايستاده و نشسته به طور مكرّر بخوان.(42)

10ـ با توجّه به اهمّيّت شب بيست و سوم، غسل، احيا و زيارت امام حسين(عليه السلام) در اين شب فضيلت بسيار دارد و همچنين خواندن آن صد ركعت نماز كه مشترك ميان همه شب هاى قدر است.

«شيخ طوسى» در «تهذيب»، از ابوبصير روايت كرده است كه امام صادق(عليه السلام) فرمود: در آن شبى كه اميد مى رود شب قدر باشد صد ركعت نماز بخوان; در هر ركعت (پس از حمد) ده مرتبه سوره قل هو اللّه را بخوان. ابوبصير عرض كرد: اگر نتوانستم ايستاده بخوانم، چه كنم؟ فرمود: نشسته بجا آور! گفتم: اگر نتوانم نشسته بخوانم؟ فرمود: در همان حال كه در بستر خود دراز كشيده اى، بجا آور.(43)

11ـ مرحوم «علاّمه مجلسى»، در «زاد المعاد» فرموده است: در اين شب هر مقدار كه ممكن باشد، قرآن بخواند، و از دعاهاى «صحيفه كامله سجّاديّه» نيز استفاده كند; مخصوصاً دعاى مكارم الاخلاق و دعاى توبه.

روزهاى شب قدر را نيز بايد حرمت داشت و به عبادت و دعا به سر برد; در احاديث فراوانى آمده است كه روز قدر نيز در فضيلت مثل شب قدر است.(44)


1. زاد المعاد، صفحه 180.
2. رجوع شود به: اقبال، صفحه 167.
3. زاد المعاد، صفحه 185.
4. اقبال، صفحه 186.
5. همان مدرك و زادالمعاد، صفحه 185.
6. اقبال، صفحه 187.
7. زاد المعاد، صفحه 186.
8. تهذيب، جلد 6، صفحه 49، حديث 26.
9. اقبال، صفحه 186.
10. همان مدرك، صفحه 167.
11. بلدالامين، صفحه 203.
12. زاد المعاد، صفحه 186 (با اندكى تصرّف).
13. مستدرك الوسائل، جلد 7، صفحه 458، حديث 12.
14. اقبال، صفحه 186 و زاد المعاد، صفحه 186.
15. همان مدرك.
16. اقبال، صفحه 187.
17. بحارالانوار، جلد 95، صفحه 147.
18. اقبال، صفحه 194.
19. بحارالانوار، جلد 94، صفحه 2، حديث 4.
20. امالى صدوق، صفحه 649.
21. مصباح المتهجّد، صفحه 628 و كافى، جلد 4، صفحه 160 (با اندكى تفاوت).
22. مصباح كفعمى، صفحه 584.
23. مقنعه، صفحه 167 (باب صلاة شهر رمضان).
24. اقبال، صفحه 200 (با تلخيص).
25. همان مدرك، صفحه 195.
26. بحارالانوار، جلد 94، صفحه 129، حديث 7.
27. اقبال، صفحه 195.
28. بحارالانوار، جلد 94، صفحه 130، حديث 7.
29. اقبال، صفحه 207.
30. همان مدرك.
31. همان مدرك، صفحه 206 و 207.
32. زاد المعاد، صفحه 187.
33. مصباح المتهجّد، صفحه 628 و اقبال، صفحه 211.
34. همان مدرك.
35. اقبال، صفحه 214.
36. همان مدرك، صفحه 209 و بحارالانوار، جلد 95، صفحه 162 .
37. كلمه «النّار» در مصباح آمده است.
38. كافى، جلد 4، صفحه 161 و مصباح المتهجّد، صفحه 629.
39. اقبال، صفحه 211.
40. اقبال، صفحه 211 . در بحارالانوار، جلد 95، صفحه 165 آمده است كه اين دعا را امام على بن الحسين8 در شب قدر مى خواند.
41. مصباح المتهجّد، صفحه 630 و مصباح كفعمى، صفحه 586 (با اندكى تفاوت).
42. فقيه، جلد 2، صفحه 162 و بحارالانوار، جلد 95، صفحه 70 .
43. تهذيب، جلد 3، صفحه 64، حديث 19.
44. زاد المعاد، صفحه 190.
 
 
 |    نوشته شده توسط مجید
 
 
   
 
   

بسم رب المهدی

 

بنا بر روايت در شب 17 رمضان يا 21 رمضان سال دوازدهم بعثت معراج پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) در مكه واقع شد. جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل با افواج ملائكه و براق بهشتى به حضور پيغمبر(صلى الله عليه وآله) مشرف شدند، جبرئيل مأموريت خود را عرضه داشت: برخيز يا رسول اللّه، خداوند تو را مكرّم داشته كه احدى چنين اكرام نشده است، جبرئيل ركاب و ميكائيل عنان را بگرفت و ببراق سوار نمودند، ملائكه اطراف پيغمبر(صلى الله عليه وآله) را احاطه كرده، به عالم بالا بردند انبياء و رُسُل با حضرت ملاقات و در نماز اقتداء نمودند، در هر آسمان ملائكه از اميرالمؤمنين جويا شده و سلام مى رسانيدند، در محلى جبرئيل ايستاد و گفت: بيشتر از اين نمى توانم بروم، خطاب از ربّ العزّة رسيد كه اى محمد! تنها بيا، پيامبر(صلى الله عليه وآله) تا پاى عرش اعظم رفت; كه در بعضى كتب مربوطه آمده است.
ناگفته نماند كه معراج پيامبر(صلى الله عليه وآله) در 52 سالگى با جسم و روح پاك انجام يافته است.
اعتقاد به معراج مخصوص به فرق مسلمين است و از ضروريات دين مقدس اسلام و صريح قرآن كريم مى باشد، چنانكه خداوند فرموده:«سُبْحانَ الَّذى اَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلَاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلىَ الْمَسْجِدِ الْأقْصَى الَّذى بَارَكْنا حَوُلَهُ لِنُريَهُ مِنْ آياتِنا إنَّه هُو السَّميعُ البَصيرُ».(1)



1-حوادث الايام، صفحه 200.

 
 
 |    نوشته شده توسط مجید
 
 
   
 
 

بسم رب المهدی

 

سالروز ولادت امام حسن مجتبی (ع) بر تمام عاشقان مبارک باد

 

 

امام دوم شيعيان حضرت حسن بن على(عليه السلام) در روز پانزدهم رمضان سال سوم هجرى قمرى در مدينه متولد شد. خداوند متعال به جبرئيل امر كرد براى پيامبر پسرى متولد شده، به سوى زمين برو سلام و تهنيت و تبريك گفته و بگو على نسبت به تو به منزله هارون به موسى است پس او را به اسم پسر هارون نام گذار ( نام پسر هارون شَبَّر بود به عربى حسن مى شود); امام حسن از سر تا سينه شبيه پيامبر(صلى الله عليه وآله) بود. نام مباركش حسن و كنيه اش ابو محمد و القاب شريفه اش نقىّ، زكىّ، سبط، مجتبى، امين، سيّد، بّر، حجّت و...مى باشد.(1)



1-حوادث الايام، صفحه 197.

 
 
 |    نوشته شده توسط مجید
 
 
   
 
 

بسم رب المهدی

 

خبر دادن حضرت على(عليه السلام) از شهادتش

در سيزدهم رمضان سال 40 هجرى قمرى حضرت على(عليه السلام) به منبر رفت و بعد از پايان مواعظ به فرزندش امام حسين(عليه السلام) فرمود: چند روز از ماه رمضان مى گذرد؟ عرض كرد: سيزده روز، به امام حسين(عليه السلام) فرمود: چند روز باقى مى ماند؟ عرض كرد: هفده روز، حضرت دست از محاسن مبارك گرفت و فرمود: نزديك است اين موى من به خون سرم خضاب شود.(1)


1-حوادث الايام، صفحه 191.

 

 
 
 |    نوشته شده توسط مجید
 
انجمن‌هاي وب‌زيست - لينك باكس تمام اتوماتيك وب‌زيست
 

pctfx3.1

Desert Fix Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates كارگاه طراحي وب مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: قالب هاي زيباي وبلاگ Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog Porteghal Web Hosting

میزبانی میزبان هاست دامین هاستینگ دامنه دومین